آخرين متدهاي روز جهان در زمينه ي نحوه ي محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد (برگه ي امتحان):اين جفنگيات مرسوم که در برگه ي امتحان مينويسند و از بيماري مادر تا اينکه اگر اين درس را نمره نياورم مشروطم ميشوم و ... هم، خيلي خز شده و هم، حتي يک بچه ي 5 ساله باور نميکند؛ چه برسد به يک دکتر! کمي نوآوري و خلاقيت داشته باشيد. جناب استاد به اندازه ي کافي خودش مشکلات و بدبختي دارد، ديگر نياز نيست شما با آن خط زيباي منحصر به فردتان يک صفحه ي آچار برايش از مشکلاتتان بگوييد. حالا باز اي کاش فقط يک نفر چنين خزعبلاتي مي نوشت. يکهو مي بيني از 30 نفر دانشجو، بيست و هشت نفر عينا نوشته اند که اگر اين درس را نمره نگيريم مشروطيم و مادرمان مريض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار اين مشکلات را هم از روي ديگر تقلب کرده اند.
پزشکان معمولا خاطرات جالبی از کار و بیمارانشان دارند. علت جالب بودن این خاطرات یا بخاطر برخوردهای بانمکی است که بیماران با پزشک یا بیماریشان میکنند یا کمبود اطلاعات پزشکی است یا شاید وقوع بعضی اتفاقات در فضایی که سایه مرگ و بیماری در آن وجود دارد خود به خود تبدیل به طنز میشود. اما گوشه ای از خاطرات یک پزشک عمومی با ذوق را در ادامه مطلب بخوانید که بسیار زیباست.
محتویات این مطلب جهت آشنایی افراد غیر ایرانی با کلمات و واژه های ایرانی بوده و فاقد هرگونه ارزش دیگریست! باید عرض کنیم که ممکن است برخی لغات دارای شکل املایی یکسان در ایران قدیم بوده اما خب ورژن جدیدش دیگه معنی سابق رو نمیده !
عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده میشود. بیمه عمر: قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود. شناسنامه یا کارت ملی: دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است. سریال: فیلمیست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوههای دزدی را به شما آموزش میدهد.
لقمان حکیم، غلام سیاهی بود که در سرزمین سودان چشم به جهان گشود. گرچه او چهره ای سیاه و نازیبا داشت، ولی از دلی روشن، فکری باز و ایمانی استوار برخوردار بود. او که در آغاز جوانی برده ای مملوک بود، به دلیل نبوغ عجیب و حکمت وسیعش آزاد شد و هر روز مقامش اوج گرفت تا شهره ی آفاق شد. او مردی امین بود، چشم از حرام فرو می بست، از ادای حرف ناسزا و بی مورد پرهیز می کرد و هیچگاه دامن خود را به گناه نیالود و همواره در امور زندگی شرط عفت و اخلاص را رعایت می کرد. بیشتر وقت خود را در همنشینی با فقها و دانشمندان و پادشاهان می گذراند و مسئولیت خطیر آنها را گوشزد می کرد و آنها را از کبر و غرور برحذر می داشت و خود نیز از احوال ایشان عبرت می گرفت و در این میان فرزند برومند لقمان که نظر پدر را به خود معطوف داشته بود، بیشتر مورد خطاب او قرار می گرفت. هرچند نصایح لقمان بیشتر جنبه عمومی داشت و سعی لقمان بر این بود که در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد که در این رابطه گوشه ای از این پندها را در این مطلب مرور می کنیم :
حاج آقا جمال از بازاری های به نام اصفهان ، پسری داشت به نام " جلال " که توی خانه " آقا جلال " صدایش می کردند . حاج آقا جمال به آقا جلال قول داده بود که اگر نمرات خوبی کسب کند برایش یک جایزه می خرد و اما بشنوید دنباله حکایت را به لهجه اصفهانی :
جلال – بابا جمال ، جایزه برام یه " پلی استیشن " می خری ؟
حاج آقا جمال – چی چی استیشن ؟ بیبین جلال ، من که جوون بودم ، یه پیکان استیشن سرخ داشتم دوزار نمی ارزید ، هر روز زهواری یه جاش در رفته بود و یه مرگیش بود ! استیشن مستیشن را ولش ، یه چیزی دیگه بوگو تا براد بسونم !
در بین ما ایرانی ها متاسفانه خرافه پرستی رواج زیادی داره . خرافه هایی که بعضی هاشون جلوی پیشرفت و حرکت رو به جلو مردم یه جامعه چه ایرانی و چه غیر ایرانی رو می گیره . خرافه هایی مثل نحس بودن سه شنبه ها و یا ۱۳ بدر و … در این ایمیل تصمیم دارم شما رو با ۲۰ تا از بزرگترین و رایج ترین خرافه های مردم جهان آشنا کنم....
چند عادت بد ایرانیها در استادیومهای ورزشی فوتبال
استادیومهای ورزشی از زمانی که ایجاد شدند، محلی بودند برای تماشای مسابقات ورزشی و تخلیه هیجاناتی که از طریق تلویزیون قابل انتقال نیست. در استادیومها، مردم از هر قشر و سطح فرهنگی جمع میشوند تا به تشویق تیم محبوب خود بپردازند و در اکثر کشورهای دنیا، شیوه تشویق و رفتارهای در استادیوم با کمی تفاوت، یکسان است. متاسفانه در استادیومهای ورزشی ایران مردم یک سری از کارها را انجام میدهند که برای بسیاری از افراد ناخوشایند است و همین رفتارها باعث میشود که بسیاری از افراد، اولین تجربه استادیوم خود را به آخرین آن تبدیل کرده و دیگر به سمت استادیوم و تشویق تیم محبوب خوب نیایند. ما در این مطلب، به بررسی شاخصترین عادات بدی ایرانیها در استادیومهای ورزشی فوتبال میپردازیم که نمونه بارز این رفتارها را میتوان در استادیوم بزرگ آزادی یافت!